تبليغاتX
یادگار پارس
یادگار پارس
پنجشنبه 1387/12/08
کتاب(( گل و گیاه در هزار سال شعر فارسی)) ...  

 

کتاب(( گل و گیاه  در هزار سال شعر فارسی)) ، فرآورده پژوهش گسترده ایست که تشبیه ها و استعاره های 98 گونه گیاهی ، شامل  گل ها، میوهها ، درختان و.. را در آثار 146 سراینده ، از آغازشعر فارسی تا پنجاه سال پیش از مشروطیت، را در بر میگیرد.

در این پژوهش  بیش از یک میلیون بیت چکامه جست و جو شده است، نزدیک به چهار هزار بیت گزینش  شده و در  کتاب اورده شده است.

درباره سروده های حافظ گزینشی انجام نشده  و همه بیت های در پیوند با گل و گیاه در دیوان حافظ  همراه با گزارش و معنی آنها درکتاب آمده است.

درباره جایگاه گل و گیاه در ادب پارسی باید گفت ، گل و گیاه در فرهنگ ایرانی جایگاه شایسته ای دارد.یکی از نکته ها و برجستگی های در پیوند با گل و گیاه ، بررسی امذاریی جغرافیایی است که از روی نام گیاهان برگرفه شده است، مانند گلپایگان، گلدسته، گلپر آباد، انجیره، انار ، گل تپه، گل چشمه، ارغوان، چناران، صنوبر، و شاید هزاران ترکیب دیگر که در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه ای دارند.

اما شور بختانه حتا یک نوشتار راگیر در اینباره وجود ندارد. نبودچنین پژوهشی شاید به شوند این اندیشه ی نادرست بوده که سرایندگان پارسی زبان از گل و گیاه برای زینت بخشیدن به سخن خود و پر کردن جای خالی در چکامه بهره میبرده اند  در حالی که واقعیت جز این است و سرایندگان ریزبین و نکته سنج پارسی زبان با آشنایی به ویژگی های گل ها  و گیاهان ، انبوهی از تشبیه ها و استعاره های زیبا پدید می آورند.

اگر بخواهیم نمونه ای از این تشبه ها را بیان کنیم میتوانیم به این چد نمونه اشاره کنیم:

 

نرگس

رسید موسم آن کز طرب چون نرگس مست

نهد به پای قدم هرکه شش درم دارد

شش گلبرگ سپید نرگس همراه با دایره زرد میانی و گاه ترگی ته آن بر روی هم شکل چشم را به ذهن انسان می اورد که بخش زردرنگ میانی حالت بیمار گونه به چشم نرگس میدهد و از این رو چشم بیمار و مست  و خمار الوده را به نرگس همانند گکرده اند ، ساقه بی برگ و سبز رنگ گل را که  میان تهی و نی مانند است و خمیده، به  عصا و قلم همانند کرده اند. بر همین روی نرگس را سر به زیر ، فروتن یا سر سنگین خوانده اند.

 

سوسن

به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ

چو غنچه پیش تواش مهر بر دهان باشد

سوسن گلی است سپید و خوشبو که رنگ و روی معشوق را دارد و در بسیاری از سروده ها ، سوسن را  آزاد نام نهاده اند. ولی آنچه سوسن را از دیگر گلهل جدا میکند از یک سو زبان و زبان ۀوری آن به شوند همانندی گلبرگهای دراز آن به زبان است و از سویی دیگر خاموشی آن هم زمان با زبان داشتن . مهر به  دهان داشتن کنایه از پایبندی به رازداری نیز هست.

 

گل سرخ

سخن در پرده میگویم چو گل از پرده بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

گل، گل سرخ، گل حمرا، گل سوری، گل صدبرگ، گل لعل، گل محمدی و گل  نوروز  هم رسته هستند.گل سرخ، فرمانروای باغ یا عروس چمن است. در بهار بر درختچه ای پر خار میروید و کوتاه زمانی زنده است. گل سرخ معشوق بی چون و چرای بلبل است.

 

گل رعنا

تا غنچه  خندانت دولت به که خواهد آمد

ای شاخ گل رعنا از بهر که می رویی

گل رعنا دورو و دورنگ است. از برون زرد و از درون سرخ و از روی رخسار عاشق و روی معشوق ، جام زرین و می گلگون و روی زرد و دل پرخون را به آن تشبیه کرده اند. واژه رعنا به مفهوم دورنگی و دورویی است.

 

شقایق

گل بوستان رویت چو شقایق است لیکن

چه کنم به سرخ رویی که دلی سیاه دارد

در پایه هر گلبرگ شقایق لکه ی سیاه رنگی است به گونه داغ بزرگی در ته جام و در دل شقایق دیده میشود و سیاه دلی  و دل سوختگی را نشان میدهد.

 

بنفشه

بنگر بدبن درختان چون جمع نیک بختان

شادند ای بنفشه از غم چرا خمیدی؟

ساقه نرم و نازک و خمیده ی گل بنفشه به افتادگی و سر به زانوی غم داشتن معنی شده است.

 

برگ چنار

بر دست حنا بسته نهد پای به هر گام

هر کس که تماشا گه او زیر چناری است

برگ چنار همانند پنجه یا کف دست است و از این همانندی چون درونمایه هایی چون دست افشاندن در چمن ، دست نیایش به سوی فلک  برداشتن، تهیدست بودن از بار  و ثمر و حنای خزان بر دست گذاردن پدید آورده اند. برگ جوان چنار به پای مرغابی هم تشبیه شده است.

 

نیلوفر آبی

خورشیدی و نیلوفر نازنده منم

تن غرقه به اشک و در شکر خنده منم

رخ زرد کبود تن سرافکنده منم

شب مرده زغم روز به تو زنده منم

نیلوفر آبی نه از سوی بلکه ازسوی برگش همانندی دارد. پهنه برگ او زمینه کبود  دارد مثل آسمان. نیلوفرعاشق خورشید است. روز با خورشید بالا میآید و با غروب او سر به آب میبرد.